كاريكاتور ذيل در ماهنامه چوالدوز – سال 3 – شماره مسلسل 725 – تاريخ بهمن ماه 1372 به چاپ رسيده بود. پروانه انتشار اين نشريه در سال 1373 لغو گرديد .

با توجه به اهميت بسيار بالايي كه تاريخ و مباحث مربوط به آ ن داراست، براي پرداختن به هر موضوعي ناگزيريم كه نگاهي هم به عوا مل تاريخي سازنده و بازدارنده هر موضوع بيندازيم. سد آسـتور كه برروي رودخانه قـيزيـل اوزه ن و در 39 كيلومتري شهرستان مـيانه برپا شده است، بركنار از اين مباحث تاريخي نيست .
با انقراض سلسله قاجار و جايگزيني حكومت پهلوي در وا قع كتاب تاريخ كشور نه تنها تغيير صفحه و سر فصل را شاهد بود بلكه شاهد تغييري از حيث محتوي و معني نيز بود. بدين ترتيب كه بعد از هخامنشيان، مجددا سلسله اي غير تــورك حكومت دار منطقه و كشور ميگردد. عقده هاي دوهزا ر و پانصد ساله هخامنشيان و آريائيان گشوده گرديد و براي خالي نمودن اين عقده ها شاهديم كه از هيچ جنايتي فروگذار نبودند. بديهي است آذربـايـجا ن بعنوان مركز تـورك هاي ايران آماج مستقيم اين عقده گشايي ها گرديد. و در كنار آن تقويت مناطقي چون فارس بعنوان مراكز تمدن پارسيان ( ؟!) در سر لوحه كار قرار گيرد. و چنين شد كه طرحهاي بازسازي – طرحهاي پيشرفته – طرحهاي صنعتي – كشاورزي – توريستي – نفتي – صادراتي – بهره برداري ....و دهها طرح ديگر نتوانستند از حلقه تنگ نظريهاي شوونيستي آريانژادان پهلوي به درستي هدايت شوند و همگي در راستاي همين عقده گشايي ها عرض اندام نمودند. جاده هراز كه از نظر راهسازي داراي بيشترين امتيازات منفي است، تنها به دليل آباد نمودن مازندران، زادكاه رضا مير پنج با صرف بيشترين هزينه قرن راه اندازي شد! سد منجيل به جهت همين منافع تبليغاتي و نيز به جهت سلب اعتبار سد ارس برپا گرديد. پايانه هاي بندرعباس و آبادان عليرغم نداشتن هر گونه توجيه اقتصادي، تنها به جهت كم رنگ نمودن پايانه هاي اقتصادي و تجاري جلفا – بازرگان و آستارا رونق يافتند. دشت مرغاب در برابر دشت مـغان علم گرديد. در حاليكه اصفهان نصف جهان لقب مي يافت، ارومـيه رضائيه اي شد كه ميدانداري آ ن به كردهاي مهاجر – چركس ها – آسوريها و ارامنه رانده شده از خاك روسيه داده شد بي هيچ مانعي. بندر پهلوي در برابر بندر شرفخانه رونق بسياري يافت و تمامي تورهاي گردشي – صنعتي – تبليغي از جاده ابريشم بر چيده شد و به ايران مركز اختصاص يافت .
كشاورزي، آخرين منبع كار و در آمد آذربايـجانــيان نيز بايد كه از بين مي رفت. ناامن نمودن روستاها بوسيله ژاندارمهاي شاهي و فئودالهاي درباري تا حد زيادي موثر گرديد. اما روستاهاي خالي نيز عقده هاي آنان را ارضا نمي نمود. آنان به بر چيدن نسلي از روي زمين و از تاريخ بشري همت گماشته بودند.
پهلوي دوم هم نه تنها دست كمي از پدر خويش نداشت، بلكه حامل عقده هاي جديدي نيز بود. چنانكه در پروازي به سوي شمال، در هنگام تكانهاي شديد هواپيما شاه جوان (!) اظهار داشته بود: انگار از روي قـافـلانـكـوه مي گذريم، حالت تهوع دارم !!«!»
او حق داشت از يادآوري مبارزات به حق و عادلانه فرقه دمكرات از قافلانكوه – ميانه – قيز كورپوسو خاطره خوشي نداشته باشد! كسي چه ميداند براي محو اين قسمت از كشور از چه كساني مدد جست و چه كساني توصيه نمودند سد آستور بر روي قيزيل اوزه ن زده شود! به هر حال اين طرح بعنوان طرح تهيه برق نيمه شمالي كشور در سال 1351 مورد تصويب مجلسين شورا و سنا قرار گرفت. اما عمر سراپا خيانت پهلوي كفاف نداد تا طرح را به اتمام برساند و با انقلاب اسلامي روح آزادي و آزاديخواهي در كالبد كشور و كشوريان دميده شد .
مردم آذربايجان با توجه به اينكه بيشترين ستم سياسي – اقتصادي – فرهنكي و اجتماعي را از دودمان پهلوي ديده بودند، پيش تر و بيش تر از همه در ميدان اين انقلاب خود خواسته عرض اندام و ايفاي نقش نمودند. و در برابر اين فداكاري جا داشت كه از متوليان و مسئولان انتظاري در خور شعارها و شعائر داشته باشند. اما زمانيكه آذربايجاني در لشگرهاي عاشورا و تيپ هاي حــمزه و گردان هاي بســيج جان بر كف نهاده، عهده دار حراست از مرزهاي كشور گرديد، همين متوليان بدون در نظر گرفتن عواقب كار، مجددا طرح سـد آســتور را بعنوان طرحي مفيد با سرپرستي اداره آب و برق گيلان در جريان كار قرار دادند. اما چرا گيلان؟ چون اين سد در وحله اول براي تامين آب كشتزارها و شاليزارهاي گيلان به وسعت تقريبي اوليه 200000 هكتار بر پا ميگرديد !
اما عظمت اين سد كه در واقع دومين سد بتوني و دو قوسي كشور بعداز سد ارس بود، از توان كاري استان گيلان خارج مي نمود. بدين جهت وقفه اي سه ساله در جريان كار ايجاد گرديد پس از اين مدت مسئولان باز هم بدون در نظر گرفتن جوا نب كلي كار، اين طرح را بعنوان طرح ملي اعلام نموده و با تخصيص بودجه اي بالغ بر يكصد ميليارد تومان اين طرح را در حوزه كاري اداره آب و برق استان آذربايجان شرقي قرار دادند .
سد آستور با ظرفيت مخزني 2 ميليارد متر مكعب و با توان تنظيم 1412 ميليون متر مكعب آب به تنهايي تا اين تاريخ نزديك به 140 ميليارد تومان هزينه را صرف بر پايي خويش نموده است! اين سد علاوه بر برقي كه توليد خواهد كرد در افزايش كار آيي مخزن سد سفيد رود نيز موثر خواهد بود چرا كه توان انتقال حجمي نزديك به 1951 ميليون متر مكعب را نيز داراست. پس از آبگيري اين سد، استان گيلان هيچگونه كمبود آب نخواهد داشت و در ا ينكه برق حاصله از آن به كدام مناظق انتقال خواهد يافت، پيش داوري نمي نماييم .
آنچه كه در اين طرح ملي كاملا ناديده گرفته شده است وضعيت شهرستان ميـانه بعد از اين فاجعه ملي است! چرا كه بي آبي بعنوان اولــين بلاي حاصله از اين طرح ملي بر خانـمان ميليونها كشاورز ميـانه اي كه محصولشا ن اكثرا آبي است، نازل خواهد شد. جاده ترانزيتي ميانه – تبريز به زير آب خواهد رفت. سيلوي ميانه، ريل راه آهن ميانه – تبريز، خانه هاي سازماني اداره راه آهن ميانه ومنطقه وسيع اسلام آباد ميانه از جمله اراضي و مناطقي است كه مستقيما به زير آب خواهند رفت !!
« قبلاً دستگاه اجرايي احداث سد آب منطقه اي گيلان بود و مطالعات اوليه را آنها انجام داده بودند. بعدها بخاطر پاره اي مسائل اجتماعي وزارت نيرو پيشنهاد كرد سازمان آب منطقه اي استان آذربايجان شرقي عهده دار اين مسئوليت شود ما هم بر حسب وظيفه ملي و با توجه به ا ينكه پروژه در استان ما اجرا مي شود بهتر مي توانستيم از منافع منطقه دفاع كنيم و از آنجا كه براي سد آستور مكان جايگزيني به لحاظ فني وجود ندارد و منصفانه نيست كه 230هزار هكتار از شاليزارهاي شما ل كشور آب نداشته باشد، لذا بر اين باوريم كه پروژه ملي بايد اجرا شود. تفاوت اين سد با سدهاي ديگر اين است كه دامنه خسارا ت وارده به مردم منطقه و تاسيسات در مقايسه با ساير سدها گسترده تر است. در ديگر سدها هم خطوط برق و تلفن و خانه هاي مسكوني مردم و باغ ها و مزارع زير آب مي رود و اين پروژه سدسازي امري عادي است. اما در اين پروژه دامنه خسارات سد آستور گسترده است و متمركز بر يك شـهرستان است و علاوه بر خسارات مستـقيم خسارات غير مستقيمي هم دارد. وقتي اراضي آبي يك منطقه زير آب مي رود توليد قطع شده و يكسري مسائل جنبي از جمله بيكار شدن افراد شاغل اين منطقه را در پي دارد. به دليل خسارات زياد، اجراي ا ين پروژه را به ما محول كردند و الا سازمان آب منطقه اي گــيلان هم مي توانست اين پروژه را اجرا و سد را احداث كند.»«2»
ايكاش نمايندگان مردم مـيـانه در مجلس شوراي اسلامي براي يكبار هم كه ميشد، بحث راجع به سد آســتور و فاجعه آبگـيري آنرا از تريبون مجــلس پيش مي كشيدند تا حداقل با تدبيري مدبرانه تر ميـانه را براي انتخابات بعدي خويش حفظ ميكردند! چرا كه ديگر ميانه اي در كار نخواهد بود تا به آنها راي بدهد و مزد اعتماد خويش را اينگونه دريافت دارد. كه شهري با تاريخ چندين هزار ساله در برابر طرحي چنين ملي (!) در زير آب مدفون گردد. آيا اميدي به نجات مـيـانـه باقي مانده است؟
! – خاطرات اعلم – وزير دربار پهلوي
2 – ميداني – مدير عامل آب منطقه اي آذربايجان شرقي و اردبيل .
+ یازان یازیبدیر 88/04/01ساحات 4:25 PM یازان TURK OGLAN |