تبليغاتX
ائل بیلیر کی سن مینم سن . . . . . . . .

راهها متناسب با پيشرفت انسان ، نيازهاي او را برآورده كرده است. اگر امروزه مي بينيم كه جاده هاي بين المللي ، نقل و انتقال انسان و بار را كفاف نمي دهد و بايد دست به دامن اتوبانها و بزرگراهها شويم ، روزگاري نيز بهترين راههاي انتقال به جاده هاي نفررو يا مالرو خلاصه مي شد. پيشرفت انسان و افزايش ارتباطات و تجارت بوسيله ارابه ها ، باعث گرديد تا راهها تعريض شده و صاف و مسطح شوند. اختراع چرخ و در ادامه آن اختراع موتور و كارگذاري آن در خودروها ، راه ها را وارد مرحله نوين نمود.


یازینین آردی

+ یازان یازیبدیر 87/11/28ساحات 10:36 AM یازان TURK OGLAN |


منبع:http://armanazer.blogfa.com

 


یازینین آردی

+ یازان یازیبدیر 87/11/28ساحات 10:27 AM یازان TURK OGLAN |


پیام کوئیچیرو ماتسورا، دبیرکل یونسکو، به مناسبت روز جهانی زبان مادری

21 فوریه 2009

 

 ترجمه :امید شکری

 

همچنانکه دورهء دوازده ماههء گرامیداشت سال جهانی زبانها به پایان می‌رسد، روز جهانی زبان مادریِ امسال در 21 فوریهء 2009، از آغاز مرحلهء نوین تأمل و ارزیابی خبر می‌دهد.

ده سال پس از اعلام این روز توسط مجمع عمومی یونسکو به پیشنهاد بنگلادش، چه نتایجی حاصل شده است؟

یک نکته باید حاصل آمده باشد. با تأکید اکید بر اینکه هر جامعه زبان مادری خود را بشناسد، این روز به نحو فزاینده‌ای نظر جوامع جهانی را به بنیانهای تنوع زبانی و چندزبانگی جلب نموده است. همچنین آشکار شده است که زبانها، به عنوان بخشی از هویت افراد و ملتها، کلید «تحصیلات همگانی و اهداف توسعهء هزاره» به شمار می‌روند.

شمار رو به رشدی از دست‌اندرکاران مختلف سازمانهای دولتی و جامعهء مدنی، تصدیق می‌کنند که زبانها، در تمامی اشکال زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، نقش مرکزی دارند. امروزه، روابط بین تحصیلات چندزبانه (شامل زبان مادری، زبانهای ملی و زبانهای بین‌المللی)، تحصیلات همگانی و اهداف توسعهء هزاره، ارکان هر استراتژی توسعه‌ای توانمند را تشکیل می‌دهد.

ما حقیقتاً امیدواریم که نتایج ملموس حاصل از کاربرد زبانهای مادری و چندزبانگی، تحت نیروی محرکهء عملیات ارتباطی یونسکو در سال جهانی زبانها (2008) شکل پذیرند، و این چالشها تداوم یابند تا سنگ بنای عملکرد دولتها و نهادهای توسعه قرار گیرند.

علاوه بر اینکه این سال علایق بسیاری را برانگیخت و هزاران پروژهء ترویج زبانها در 2008 کلید خورد؛ تأثیر سال جهانی زبانها در ماههای آینده مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت تا اهمیت زبانها در توسعه، صلح و همبستگی اجتماعی سنجیده شود.

از این رو، در این دهمین روز جهانی زبان مادری، برای تضمین اینکه بیانیه‌ها و طرحهای ابتکاری متعدد اعلام شده در سال 2008 با اقدامات مکفی ویژه پیگیری شوند، درخواست اقدام می‌کنم.

من خصوصاً امیدوارم که دولتها، در سیستم تحصیلات رسمی و غیر رسمی خود و امور اجرائی‌شان، اقداماتی را بگنجانند که همزیستی متوازن و پرثمر زبانهای هر کشور را تامین نماید. بدین ترتیب ما در حفظ و تقویت محیط‌های چندزبانه توفیق خواهیم یافت که [این امر] نشان دهندهء احترام کامل به تمام وجوه تنوع فرهنگی خواهد بود.

کوئیچیرو ماتسورا

+ یازان یازیبدیر 87/11/28ساحات 10:13 AM یازان TURK OGLAN |


منطقه اي كه اكنون در كنار شهر چايي زير و رو شده و به مدرسه و هنرستان تبديل شده است ، به نام خانجان آباد معروف است. اين منطقه تا دو دهه پيش به همان شكل سنتي سالم بود اما با ساخت زمينهاي ورزشي و در ادامه ، ساخت مدارس باعث حذف كامل اين گورستان دو هزار ساله شد ، بدون اينكه سازمان محترم حفظ ميراث فرهنگي اعتراضي كند يا حتي خبر داشته باشد.

هرچند ديگر چيزي از اين منطقه  باستاني باقي نمانده است ، اما آنچه ديده ايم ، گورستاني وسيع و پهن بود كه در طول سده هاي مختلف مجدداً استفاده شده است. اين گورستان دوره  ساسانيان تا دهه هاي پيش مورد استفاده قرار مي گرفته است اما سهل انگاري سازمان حفظ ميراث فرهنگي آنرا به باد فنا داد و يك سند براي اثبات مدنيت 2 هزار ساله در ميانه را از بين برد.

اين منطقه در سال 1354 مورد بازديد كارشناسان وزارت فرهنگ و هنر وقت قرار گرفته و به عنوان اثر باستاني ملي به ثبت رسيده است. اکنون حتي يک متر از اين اثر باستاني به يادگار نمانده است که علت آن ساخت و سازهاي غيرمجاز مي باشد.

 

منبع:  http://www.miyaneh.com

+ یازان یازیبدیر 87/11/28ساحات 10:8 AM یازان TURK OGLAN |


هر حكومتي در دوره خود ، شهرها و آباديها و بناهائي را به نوعي به خود مربوط مي كند ، چه با نام بزرگان خود و چه با لغات و واژه هاي خاص. مثلاً شاه عباس صفوي در زمان حكومت خود 999 كاروانسرا در شهرهاي مختلف ساخت كه اكنون هم به كاروانسراهاي عباسي معروفند. شهرها و آباديهاي دوره حكومت مادها نيز از اين امر مستثني نبوده اند. آنها بنا به گويشهاي مختلفي كه در مكانها و زمانهاي مختلف داشته اند ، تركيبات مختلفي از «ماد» را در نام آباديها نهاده اند. «ماد» در گويش اينها بصورتهاي مختلف «ماد ، مار ، ماي» بوده است. شهرهاي سوق الجيشي يا آباديهاي تازه بنا شده آن دوره با چنين واژه هائي تركيب شده است و شهرها يا آبادي هاي كنوني آذربايجان مانند «مايانا(مييانا) ، مايان(نرسيده به تبريز) ، مايانج(نزديك زنجان) ، مايان شان(ماه نشان امروزي) ، ماراغا ، ماراند و ماراياند و مارايانا(همگي مرند) ، مايكي(ماكي) ، مارد (قيزيل اوزن) ، ماي(آذربايجان) ، مارگياناد(درياچه اروميه) و ...» را بوجود آورده است. مييانا (ميانه) در اصل مايانا بوده است كه تركيبي از «ماي» و «آنا» به معناي «ماد بزرگ» يا «ماد مادر» است. چنانچه در زمان ساسانيان به آذربايجان ، ماي نيز گفته مي شد.

اين واژه كهن غيرفارسي در سده هاي گذشته مانند ديگر نامهاي اماكن و مناطق آذربايجان ، قرباني افكار شوونيستي شده و آنرا با ميانه به معناي وسط يكي گرفته اند و در توجيه آن هر كدام چيزي بافته اند. يكي به دليل قرار گرفتن بين زنجان و تبريز آنرا ميانه دانسته است. ديگري بخاطر قرار گرفتن بين تبريز و تهران ، آن ديگري بخاطر قراگيري بين مثلث مراغه ، زنجان و تبريز ، يكي ديگر بخاطر قرار گرفتن بين عراق عجم و آذربايجان و ... .

ظهور شخصيتهائي مانند گرمرودي ها يا خونجي ها در اطراف ميانه ، باعث شده است كه گاهي ميانه را معادل با گرمرود يا خونج بدانند. علي الخصوص تاريخ وشخصيتهاي گرمرود(گرمه چاي) چنان زياد بوده است كه غالباً ميانه را معادل با گرمرود دانسته اند. البته اين مسئله باز دليل بر آن نيست كه نام ميانه در تاريخ به گرمرود تبديل شده باشد ، بلكه اطلاق جزء به كل است.

هيچ سندي در تاريخ وجود ندارد كه نام ميانه به غير از اين نام (با صورتهاي مختلفي چون: ميانه ، ميانا ، مايانا ، ماي آنا ، ماياناج ، ميانج) استفاده شده باشد و اطلاق نامهائي مانند «صبا» و «گرمرود» براي ميانه سنديت تاريخي ندارد.

گاهي نيز شهرها را با صفاتي خطاب مي كنند كه به نوعي به آن ارتباط دارد. مانند: اصفهان ـ نصف جهان ، يزد ـ دارالايمان ، تبريز ـ قبه الاسلام ، شهركرد ـ بام ايران ، اردبيل ـ دارالارشاد ، قم ـ دارالمؤمنين. در اين ميان ، ميانه را دروازه آذربايجان مي خوانند. اگر منظور از آذربايجان ، استان آذربايجانشرقي باشد ، اين صفت صحيح است اما اگر مراد استانهاي تركنشين باشد ، تركها در تمام ايران پراكنده اند و دروازه هاي كشور همان دروازه هاي آنها هم هستند. علاوه بر آن حتي اگر اردبيل را از آذربايجان جدا بدانيم ، اهر ، بستان آباد و خلخال ، و ... نيز مي توانند دروازه آذربايجان باشند. اين صفت مناسب ميانه نيست. آذربايجان مانند سمنان و يزد يك استان نيست بلكه يك فرهنگ است. براي همين يك زنجاني يا اردبيلي و همداني خود را يك آذربايجاني مي داند. اگر بخواهيم براي ميانه صفتي بيآوريم ، «دارالقضات» برازنده آن است. ظهور نوابغ بزرگي در مسند قضاوت مانند عين القضات ميانجي ، پدر و پدر بزرگ او و همچنين افضل الدين خونجي مي تواند دليلي خوبي براي شهرت يافتن اين شهر به «دارالقضات» باشد.

 

منبع:http://www.miyaneh.com

+ یازان یازیبدیر 87/11/28ساحات 10:6 AM یازان TURK OGLAN |


سلام عزیز و محترم دوستلار

شهریار درگی سیآذربایجانی چوخ تانیت ماخ هدفلرینده .سیز دوستلار دان خاهیشی وار کی اوز شهر لریزه راجع مطلب بیزه گوندرین کی هم درگی ده چاژ اولسون هم بو وبلاگا یازاخ

+ یازان یازیبدیر 87/11/28ساحات 10:5 AM یازان TURK OGLAN |


 

جمعه  ۲۵ بهمن ۱٣٨۷ -  ۱٣ فوريه ۲۰۰۹

اویرنجی: آذربایجانین خالق شاعری بختیار واهاب‌زاده 84 یاشیندا وفات ائدیب. خالق شاعری ایله ویدا مراسیمی فئورالین 14-ده کئچیریله‌جک.

بختیار ماحمود اوغلو واهاب‌زاده 1925-جی ایلده شکی شهرینده آنا‌دان اولوب. آذربایجانین خالق شاعری‌دیر.

او، 20 عصر آذربایجان ادبی فیکری‌نین گؤرکم‌لی نماینده‌سی حساب اولونور.

ب.واهاب‌زاده 70-دن آرتیق شعر کیتابینین، 2 مونوقرافیانین، 11 علمی پوبلیسیست کیتابین و یوزلرله مقاله‌نین مؤلفی‌دیر.

خالق شاعری 1995-جی ایلده آذربایجان خالقینین میللی آزادلیق موباریزه‌سینده خصوصی خیدمت‌لرینه گؤره «ایستیقلال» و گلستان پوئماسی آذربایجان-ین ادبیات تاریخینه آدینی قیزیل رنگ ایله یازدیرمیشدیر.

اویرنجی سایتی بو بویوک ایتگی یی اذربایجان تورک کیللتینه باش ساغلیغی دئییر.

 

 

منبع: http://www.oyrenci.com/News.aspx?newsId=5882

+ یازان یازیبدیر 87/11/25ساحات 10:14 PM یازان TURK OGLAN |


بنای معظم مسجد علیشاه یا ارک تبریز با قدمتی نزدیک به 800 سال، پس

از پیروزی انقلاب اسلامی علی رغم ماهیت اسلامی و مذهبی انقلاب متاسفانه با

بی مهری ودشمنی نا باورانه مواجه شده است، عمارتی که می توانست نمایشگر

 و سمبل ماهیت اسلامی مردمان این سرزمین باشد در اولین سالهای انقلاب از

روی نا آگاهی و کم اطلاعی به دینامیت و بولدوزر سپرده شد  

گزارش آیدین- ق  از آغار تخریب مرحله جدید ارک تبریز به بهانه ساخت فاز دوم مصلا

 

ائلگون(شنبه) ۱۲ بهمن ۱٣٨۷ - ٣۱ ژانويه ۲۰۰۹

 

 

بنای معظم مسجد علیشاه یا ارک تبریز با قدمتی نزدیک به 800 سال، پس از

 پیروزی انقلاب اسلامی علی رغم ماهیت اسلامی و مذهبی انقلاب متاسفانه

با بی مهری ودشمنی نا باورانه مواجه شده است، عمارتی که می توانست

نمایشگر و سمبل ماهیت اسلامی مردمان این سرزمین باشد در اولین سالهای

 انقلاب از روی نا آگاهی و کم اطلاعی به دینامیت و بولدوزر سپرده شد تا علاوه

بر بخش اعظمی از بنای ارک بنای با شکوه سالن تاتر تبریز نیز با خاک یکسان

 شود و خسران نا بودی این سالن تاتر نیز ریشه تاتر را در تبریز برای همیشه

خشکاند و آنچه باقی مانددیوار ارک یا همان محراب مسجد علیشاه بود و آن

نیز نه به حرمت مسجد بلکه به علت ناتوانی در تخریب ماندگار شد و به سرعت

 اطراف محوطه ارک با دیوارهای پیش ساخته بتونی به حصار در آمد و سپس

سایبان هایی در نهایت نا زیبایی بر پا شد و این محل بعنوان مصلای شهر

تبریز معرفی گردید و این منطقه کاملا شکل نظامی به خود گرفت و اجازه 

 نزدیک شدن به بنای ارک تا نزدیک به 10 سال به مردم داده نشد تا اینکه در

 اوایل دهه 70 مصلایی با سوله درست در ضلع جنوبی بنای ارک و چسبیده به

 احداث شد و سایبان ها و تیرآهن ها از ضلع شمالی ارک برچیده شد اما باز اجازه

 ورود به بنای ارک به احدی داده نمیشد تا اینکه به مناسبت هفته دفاع مقدس

 در مهرماه 1370(!) نمایشگاهی در این محل برپا شد واز دیوار ارک به عنوان

 سیبل تیراندازی  جهت تفریح بازدیدکنندگان از نمایشگاه  استفاده شد و باز بعد

 از پایان مدت یک هفته ای نمایشگاه به احدی حق بازدید از این بنا داده نشد و بعد

 از چند ماه با سرازیر شدن بولدوزرهای غول پیکر کود برداری با عمق15-20 متر در

مساحت نزدیک دو هکتاردر چند متری بنای ارک شروع شد و علیرغم اعتراضات مردمی

 و محکومیت بنیاد تازه تاسیس مصلا این گود برداری و متعاقب آن احداث ساختمان مصلا

در این محوطه صورت گرفت و دیگر چشم انداز بنای ارک از خیابان امام خمینی و خیابان

 طالقانی محو گردید.

 

تا در مرداد ماه سال 1387 مصلی به بهره برداری رسید و مجریان از احداث فاز دوم

در بخش جنوبی ارک خبر دادند، گفتنی است که  در حول و حوش سالهای 1380

تا 1387 بازدیدکنندگان حق ورود محدود را به محوطه ارک داشتند اما اجازه

 عکسبرداری و فیلم برداری نداشتند و لازم به ذکر است که با افتتاح فاز اول در

مرداد 1387 دوباره به بهانه عملیات ساختمانی در محوطه ارک (جهت ساخت و تکمیل مصلا)

 اجازه ورود به محل ارک به کسی داده نمی شود و مردم و مهمانان تبریز باز از دیدار

 نماد اسلامیت و استقامت شهرشان محروم گردیدند تا اینکه در 10 بهمن 1387

سیمای آذربایجان شرقی دربخش خبر ساعت 23 خود خبر کلنگ زنی احداث ساختمان

مصلای جدید در بخش جنوبی ارک را اعلام کرد و در ادامه اعلام نمودند که این بنا با

2 طبقه در زیر زمین و 5/1 طبقه در همکف ایجاد خواهد شد  که این یعنی گود برداری

 بالای بیست متری در چند متری بنای ارک و تخریب آثار باستانی مدفون در خاک

و تردد دوباره چندین ساله ماشین آلات سنگین ساختمانی در این محوطه و لرزش

وتخریب مجدد و مجدد بنای ارک تبریز با آگاهی مسئولان میراث فرهنگی جمهوری

اسلامی ایران  و اینکار نه در سالهای اولیه انقلاب بلکه در آغاز سی امین سالگرد

پیروزی انقلاب اسلامی رخ می دهد و همزمان با بسیج سازمان میراث فرهنگی

جهت مقابله با نصب بلندگوهای جدید در مسجد امام اصفهان به بهانه امکان

 لرزش کاشی کاری ها واحتمال تخریب کاشیکاری ها بعلت افزایش تن صدا، آیا

بنای ارک محکمتر از مسجد امام اصفهان است؟یا صدای  امام جمعه اصفهان از

 بولدوزرها در ارک تبریز قویتر است؟ یا زبانم لال تبریز  باز هم فرزند ناتنی است؟

اما سخنی  نیز با استاندار آذربایجان شرقی ،هنوز عموم مردم بیاد دارند که چندین

 ماه قبل از احداث پارکینگ طبقاتی زیر زمینی در خیابان جنوبی ارک در فاصله بیش

 از 50 متری بنای ارک  توسط معاونت استانداریجلوگیری بعمل آمد حال چگونه است

 که در جوار 5 متری بنای ارک گود برداری 30 متری کلگ زنی می شود؟

در آخر از تمامی مردم و مسئولان که درد اسلام و میهن دارند ملتمسانه درخواست

می شود به هر نحو ممکن از تخریب باقی مانده این بنای معظم جلوگیری بعمل آورند

چراکه همانگونه که در پیشتر نیز ذکر شد این بنا بیشتر از هر نمادی نماد اسلامیت

و قدرت اسلام در این منطقه است که 750 سال پیش مسجدی ساخته که بخشی

 از  محرابش تا بدین روز پا برجاست.

 

                                                                                                والسلام علیکم

                                                                                                  

 

منبع : http://www.oyrenci.com

 

+ یازان یازیبدیر 87/11/13ساحات 2:40 PM یازان TURK OGLAN |


به اعتقاد دانشمندان، انسان هاى باستان به سبب عدم آشنايى با ماهيت طبيعت و براى درك مفاهيم بنيادين طبيعت و توجيه پاره اى از معلولات در جامعه به تخيل و سمبول سازى مى پرداختند. بدين سبب است كه مطالعه سمبوليسم در انسانهاى باستان به نحو بارزى تفكر و انديشه انسانهاى باستان را آشكار مى سازد. در اين ميان توركان باستان به سبب ارتباط دامنه دار مادى و معنوى با طبيعت همگام با ساير ملل جهان از طبيعت و آثار آن بهره مند شده و در سمبولهاى خود بكار برده اند. زندگى عمدتاً كوچ نشينى توركان همراه با بهره مندى فراوان از طبيعت ، همراه با تفكرات به ترتيب زمانى آنيميسمى ، توتميسمى و شامانيسمى توركان، گرايش به سمبوليسم را در جوامع تورك ارمغان اورده است. سمبوليسم هلال كه امروزه نيز علامت اقتدار و نهاد رسمى توركان مى باشد از اين جمله است. ماه در ميان توركان باستان مقدس شمرده مى شد. از ديگر سو در زندگى دامدارى و كوچ نشينى توركان نيز همواره قوچ به عنوان سمبل قدرت، نيرو و توليد مثل مورد توجه قرار داشته است. مشابهت ظاهرى هلال و شاخ و هم ترازی معنوى بودن اين دو عنصر سبب گرديده هلال و شاخ حيوان نسل به نسل از توركان باستان به توركان بعدى منتقل و بعدها به ساير ملل تورك اما مسلمان رسوخ يافته و به صورت علامت رسمى اين كشورها درآيد. امروزه نماد رسمى كشورهاى زير هلال مى باشد. آذربايجان، توركيه، قبرس، اوزبكستان، توركمنستان، توركستان شرقى، تاتارستان، جمهورى ايتيل ، جمهورى قاراقالپاق، جمهورى قوموق، توركان كركوك و كشورهاى مسلمان پاكستان، ليبى، تونس، مالايا و موريتانى.

. بررسى تاريخى سمبوليسم هلال يا شاخ در ميان توركان امروزه تمام محققين تاريخ تمدن، اولين تمدن بشرى را از آن سومريان پروتو تورك مى دانند.

در داستان مشهور توركان سومر يعنى قيل قميش كه محققين آنرا اولين و به عبارت ديگر مادر داستانهاى حماسى جهان مى دانند، قهرمان داستان يعنى قيل قميش كه كلاهى از شاخ برسر داشت. در جامعه سومرى نيز « نين قيرسو » كه سوار بر ارابه در شهرهاى

سومر به سير مى پرداخت. به نوشته محققين وى نيز تاجى از شاخ كه نماد اولوهيت و قدرت بود برسرداشت. در ميان عيلاميان پروتو تورك كه در همسايگى آذربايجان يعنى در خوزستان فعلى مى زيستند شاخ از اهميت زيادى برخوردار بوده است. در سنگ نوشته اى مربوط به زبان عيلاميان ميان ميانه شاخ جزء مهمى از هر معبد بوده و نماد اولوهيت آن محسوب مى شده است. بطوريكه شاه شيلماك اینشوشيناك در قرن 12 ق.م افتخار كرده كه معبد شاخى را حفظ و احياء كرده است. 500 سال بعد آشور بانيپال شاه آشور با افتخار به ما اعلام ميكند كه در جريان فتح شوش شاخهاى برنزى ريخته گرى شده را از زيگوارت معابد مرتفع و تپه هاى توركان باستان بركنده است. خاقانهاى عيلامى نيز همچون هم نژادان سومرى خود همگى تاجهاى مزين به شاخ بر سر داشتند. در آثار بعدى نظير مانناها، ساكاها، اورارتوها، گوتى (قوتى)ها و غيره نيز كه در موزه هاى مختلف جهان نگاهدارى مى شود خدايان و شاهان همگى، داراى تاجهاى شاخ دار هستند. در مهرهاى بر جاى مانده از توركان قوشان در توركستان، خاقان توركان تاجى مزين، به شاخ بر سردارد. در غرب اروپا نيز سالمونى پراكندگى شاخ در غارهاى اروپا را به عنوان يك نماد دينى دنبال كرده است. در ميان سلاطين هيتى ساكن تركيه امروزی نيز شاخ جهت مقاصر دينى و مذهبى مورد استفاده قرار ميگرفته است.

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

منابع :

1-      دکتر محمد تقی ذهتابی .ایران تورکلرینین اسکی تاریخی

2-      ملك زاده ديلمقانى، توحيد، سلماس در سير تاريخ و فرهنگ آذربايجان

3-      كريمى _ محمد رضا، ادبيات باستان آذربايجان،

4-      هنيتس، دنياى گمشده ى عيلام، فيروز نيما، انتشارات علمى و فرهنگى تهران 1371 ، ص 65

 

+ یازان یازیبدیر 87/11/13ساحات 2:25 PM یازان TURK OGLAN |


هارایلار آی هارایلار اولدوزلاردا، گون، آیلار .

هارایلار آی هارایلار بوردا بیر سونبول باش وریب ،سوسوزلیکدان هارایلار .

هارایلار آی هارایلار بوردا بیر اگید وار آنا دیلینی هارایلار ...

+ یازان یازیبدیر 87/11/13ساحات 2:22 PM یازان TURK OGLAN |